محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
275
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دگرگونى گردد و در مكانى قرار ندارد تا پندار جابجايى نسبت به او روا باشد . اگر آنچه از درون معادن كوهها بيرون مىآيد و يا آنچه از لبان پر از خنده صدفهاى دريا خارج مىشود ، از نقرههاى خالص و طلاهاى ناب ، درّهاى غلطان و مرجانهاى دستچين ، همه را ببخشد ، در سخاوت او كمتر اثرى نخواهد گذاشت و گستردگى نعمتهايش را پايان نخواهد داد ، در پيش او آنقدر از نعمتها وجود دارد كه هرچه انسانها درخواست كنند تمامى نپذيرد ، چون او بخشندهاى است كه درخواست نيازمندان چشمه جود او را نمىخشكاند ، و اصرار و درخواستهاى پياپى او را به بخل ورزيدن نمىكشاند . اى پرسشكننده ، درست بنگر ، آنچه را كه قرآن از صفات خدا بيان مىدارد ، به آن اعتماد كن و از نور هدايتش بهرهگير و آنچه را كه شيطان تو را به دانستن آن وامىدارد و كتاب خدا آن را بر تو واجب نكرده و در سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان هدايتگر عليهم السّلام نيامده ، رها كن و علم آن را به خدا واگذار كه اين نهايت حقّ پروردگار بر تو است . بدان ، آنها كه در علم دين استوارند ، خدا آنها را از فرورفتن در اسرار نهان بىنياز ساخته است و آنان را از اين رو كه به عجز و ناتوانى خود در برابر غيب و آنچه كه تفسير آن را نمىدانند اعتراف مىكنند ، ستايش فرمود و ترك ژرفنگرى آنان در آنچه كه خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن در علم شناسانده است . پس به همين مقدار بسنده كن و خدا را با ميزان عقل خود ارزيابى مكن ، تا از تباهشدگان نباشى .